تبليغاتX
بچه های آسمان

بچه های آسمان

سلام .نمی دونم کی هستی هرچه هستی فقط آسمونی باش.ودیگر هیچ

قدرت کلمات

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردنند که ناگهان دوتا از آنها به داخل گودال عمیقی

افتادند بقیه قورباغه هادر کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق

است به دو قورباغه دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد دو

قورباغه این حرفها رو نشنیده گرفتند وبا تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون

بپرند اما  قورباغه های دیگر مدام می گفتند که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند

از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته

های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت سرانجام به داخل گودال پرت شد و مرد .

اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد .

هرچه قورباغه های دیگر فریاد می زدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد اما مصمم می

شد تا اینکه بالاخره  از گودال خارج شد وقتی بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند ((مگر تو حرف های مارا نمی شنیدی ))

معلوم شد که قورباغه ناشنواست در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کردنند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 12:5  توسط کیانوش  | 

الهی

الهی بر حمت آن نام که تو خوانی و بر حرمت آن صفت که تو چنانی دریاب که می توانی

الهی عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بی داد کردم :گفتی و فرمان نکردم درماندم درمان نکردم .

الهی عاجز سرگردانم نه آنچه دارم دانم و نه آن چه دانم دارم .

الهی اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی .

الهی به بهشت حور چه نازم مرا دیده ای ،ده که از هر نظر بهشتی سازم .

الهی دردلهای ماجز تخم محبت مکار و بر جان های ماجز الطاف و مرحمت خود منگار و وبر کشت های ما

جز باران رحمت خود مبار به لطف دست ما گیر و به کرم پای دار

 

الهی حجاب ها از راه بردار و مارا به ما مگذار .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 17:59  توسط کیانوش  | 

صبر کن

تقدیم به مولاو آقامون مهدی(عج)

 

«صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو


يا دل از ديدن  تو  سير  شود  بعد  برو»


تازه  در  خانه  دل  جاي  تو  آرام گرفت


صبر  کن  دل  زتو  دلگير  شود  بعد برو


صبر  کن  مهر  کمي  پير شود بعد برو


يا دل  از مه ر تو لبريز  شود  بعد  برو


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 18:38  توسط کیانوش  | 

سال خوبی داشته باشین

به تقویم ها اعتباری نیست 
اگر خودت متحول شدی نروزوت مبارک
 
این هم یه جمله ی بسیار زیبا به عنوان هدیه ی عید به شما
برای اینکه بزرگ شروع کنی لزوما نباید بزرگ باشی ولی برای اینکه بزرگ شوی لزوما باید شروع کنی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 20:19  توسط کیانوش  | 

اتفاق ساده

تقدیم به دوست خوبم....  وب جدیدش هم بهش تبریک می گم.

با گریه های یکریز  یکریز

مثل ثانیه های گریز

با روزهای ریخته در پای باد

با هفته های رفته

با فصلهای  سوخته

با سالهای سخت

رفتیم و سوختیم و فرو ریختیم

با اعتماد خاطره ای در باد

اما

آن اتفاق ساده نیفتاد.......

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 18:19  توسط کیانوش  | 

قانون جذب

تو همان هستی که در طول روز درباش فکر می کنی.

روش هایی برایی موثر بودن قانون جذب وخلق زندگی رو یا یی ات:

 

هر روز در دفترچه ای شکر گذاری بنویس.

هر روز اوقاتی را برای دعا و مراقبه اختصاص بده.

برای هدف خود عزمی راسخ داشته باش.

روی جنبه های مثبت تمرکز کن.

به رویا های خود اعتقاد داشته باش.

درباره ی زندگی پر شور و شوق باش.

دست دلباز باش و...........

 

عشق یعنی زندگی و اگر تو عشق را از دست بدهی یعنی زندگی را از دست داده ای.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 10:55  توسط کیانوش  | 

پرپر شد

عمر حقیقت به سر شد،
عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق، ناز معشوق،
هر دو دروغ و بی ثمر شد

راستی و مهر و محبت فسانه شد،
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد
دیده تر کن!
جور مالک ، ظلم ارباب،
زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می ناب،
جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر کن،
از مساوات صرف نظر کن
ساقی گلچهره بده آب آتشین،
پرده دلکش بزن ای یار دلنشین
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین
کز غم تو ، سینه من،
پر شرر شد ، پر شرر شد
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 18:24  توسط کیانوش  | 

عمر

باسلامی دوباره خدمت رفقا، رفقای با حال خودم

 بعضی وقتا که بعضی مردم مبینم که یه کاری میکنن که بیشتر یه

تلاش برای زنده موندن تا زندگی کردن اون لذتهای که خداوند تو زندگی

ما آدما قرار داد تاتو این چند سوای عمراز اونا استفاده کنیم به این فکر می افتم که اگر واقعا مدت عمر خودمون می دونستیم بازم روش زندگی کردن ما همین طور بود یا نه ؟؟

خداونداچه حد زین عمرباقیست هنوز این جام می از وصل خالیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 17:38  توسط کیانوش  | 

بارون

سلام

سلام

به تموم بروبچ آسمونی این روزاآسمون حسابی از خجالت

همه درومده خدای یاد اون قدیما نمی افتین او روزا که بچه

بودین، اینقدر بازی می کردین که حسابی زیر بارون خیس

می شدین من که هنوز دوست دارم برام زیربارون اینقدر

وایسم که خیس خیس بشم(خوب برو وایسا)ولی خدای

این روزارو از دست ندید.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 14:19  توسط کیانوش  |